تبليغاتX
دنیای خبر

دنیای خبر

اول اینکه ببخشید دیر به دیر به روز می شم کار و درس و مشق و زندگی نمی گذاره بیشتر از این به دنیای مجازی بیام .

دوم اینکه در این پست علاوه بر بیان مکتوب ، فیلم هم گذاشتم که اگر برخی حوصله خوندن این همه مطالب رو نداشته باشند فیلمش رو ببینند البته به نظرم فیلمش جذابتره .

اما روز سوم

روز سه شنبه که شهادت امام جعفر صادق (ع) بود با بچه ها قرار گذاشته بوديم ساعت 3:30 صبح حرکت کنيم به سمت حرم حضرت رقيه (س) تا ساعت 4صبح براي نماز صبح اونجا باشيم حدود 20دقيقه اي از هتل تا حرم حضرت رقيه راه بود وقتي رسيديم اتوبوسهاي زائران ايراني در خيابان مقابل حرم حضرت رقيه صف کشيده بودند بسياري از زائران هم که هتلشان نزديک حرم بود پياده اومده بودند، حرم حضرت رقيه خيلي شلوغ بود اونقدر که ما نتونستيم حتي تو نمازجماعتي که توي حياط برگزار مي شد شرکت کنيم دم در وايستاديم تا نماز جماعت اول تموم شد و با اونهايي که نماز جماعت دوم رو اقامه  مي کردند نماز خونديم بعدش هم رفتيم زيارت، من چون يک مقداري حالم خوب نبود و از اون همه شلوغي هم چندان راضي نبودم از حرم اومدم بيرون تابه اتوبوسهايي که برمي گشتند برسم کاروانهاي زيارتي از قديم زائرها را براي نماز صبح مي برند حرم حضرت رقيه (س) خيلي از دستفروشها هم توي کوچه حرم بساط پهن مي کنند و مغازه هاي اون کوچه هم اون ساعت ازصبح را چيزهايي رو مي فروشند که معمولا زائران مي خرند مثل پارچه، لباس و اسباب بازي و ... براي همين کوچه حرم اونقدر شلوغ شده بود که به سختي مي تونستم قدم از قدم بردارم بالاخره به هر زحمتي بود به اتوبوس رسيديم و برگشتيم هتل ، اما بعضي از بچه ها موندند تا از مراسم اون روز استفاده کنند.

بعد از کمي استراحت ساعت حدودهاي 8 صبح بود که صبحانه را خورديم و به اتفاق بچه ها رفتيم قبرستان باب الصغير.قبرستان باب الصغير قبرستاني است که ۱۴مقام در اونجا قرار داره از زنان پيامبر ام حبيبه و ام سلمه تا بلال حبشي ،اين قبرستان چهارمين قبرستان مهم در دنياي اسلام است :            1- قبرستان بقيع 2- قبرستان وادي السلام3- قبرستان تخت فولاد 4- قبرستان باب الصغير                اين قبرستان در جنوب شهر قديم دمشق واقع شده و چون نزديک کوچکترين درقديمي شهر دمشق قرار داشته "باب الصغير" نام گرفته است.تو اين قبرستان قبرها نزديک به هم هستند و ارتفاع نسبتا زيادي هم دارند ، طوريکه به سختي مي شد از ميان آنها گذشت توي اين قبرستان براي افرادي که از ياران و صحابه پيامبر و نزديکان خاندان پيامبر بودند گنبد و بارگاه کوچکي اندازه يک اتاق ساخته اند

                   

فیلم معرفی قبرستان باب الصغیر

اينجا هم شلوغ بود و پر از زائران ايراني که براي زيارت مقامهايي که در اين قبرستان بود امده بودند از اتوبوسها که پياده شديم خياباني روبرويمان بود که در دوطرف اين خيابان مقامهاي ياران پيامبر و اهل بيت بود اولين مقام ، مقام همسران پيامبر" ام حبيبه "و "ام سلمه" بود که در قسمت غرب قبرستان باب الصغير بود ما که مدينه مشرف نشديم اما ظاهرا اونجا هم براي اين دونفر قبري وجود دارد و احتمال اينکه اين قبور قبور اصلي باشد ظاهرا کمتر است .

فیلم معرفی مقامهای ام حبیبه - ام سلمه و فضه

عبداله بن زين العابدين نيز مقام بعدي بود که در قسمت شرق باب الصغير بود عبد الله فرزند امام سجاد (ع) بود او مردي فقيه ووارسته بود که به علت درخشندگي صورتش به" باهر" شهرت يافته بود

بعد از مقام عبدالله بن زين العابدين مقام رئوس شهداي کربلا بود ظاهرا بعد از حادثه کربلا که رئوس شهدا را برنيزه ها به شام و براي يزيد اورده بودند براي دفن به اين قبرستان مي اورند از در که وارد مي شوي اتاقي است که در ان ضريحي قرار دارد و درون ان ضريح 16دايره حجيم که با پارچه اي سبز پوشانده شده است به نشانه 16شهيد کربلا وجود دارد که اسامي انها نيز برروي اين پارچه ها نوشته شده است اما به احتمال قوي فقط سر3 نفر از اين شهدا به نام«حضرت علي اکبر» ،«حضرت ابوالفضل» و «حبيب بن مظاهر »در اين مکان به خاک سپرده شده است .

                    

درحياط اين مکان که معروف به مقام رئوس شهداي کربلا است حوضي وجود دارد که مي گويند سر شهدا را در اينجا شسته اند و در کنار ان نيز اتاقي وجود دارد که گفته مي شود امام سجاد در انجا نماز خوانده است

                                

فیلم معرفی مقام راس الشهدا ،عبداله پسر امام صادق (ع) و عبداله پسر امام زین العابدین (ع)

مقام بعدي مقام حضرت سکينه و ام کلثوم بود که در قسمت شرق خيابان بود آمنه ملقب به سکينه دختر امام حسين (ع) بود وبرادرش علي اصغر ومادرش رباب بود. ام کلثوم يازينب صغري نيز دختر امام علي (ع) بود وارد شبستان که مي شوي دو ضريح هم شکل درکنار هم قرار دارند که باديواري که وسط ان براي رفت و امد ديگران باز است ازهم جدا شده اند و درکنار ديوار هر اتاق پلکاني باز مي شود که به زيرزمين ودو اتاقک کوچک هدايت مي شود،در اين مکان مقدس ضريح وتابوت هر دو قبر ديده مي شود، هر دو بزرگوار در واقعه کربلا حضور داشتند و پس از اسارت به دمشق آمدند.

فیلم معرفی مقام حضرت سکینه ، ام کلثوم و فاطمه صغری

از اينجا به بعد بقيه مقام ها در پشت سر مقام حضرت سکينه و ام کلثوم بوده و درون قبرستان و در قسمت غربي قبرستان باب الصغير است در پشت قبر سکينه و ام کلثوم قبري منسوب به «فاطمه صغري» دختر امام حسين (ع) است که در داخل حجره اي کوچک قرار گرفته، در کنار اتاق پلکاني است که به فضايي کوچک در زير زمين راه دارد بر روي سنگ قبر او آيت الکرسي به خط کوفي نوشته شده است،گنبد آن به رنگ سبز وديوارهاي آن به وسيله سنگهاي سياه وسفيد بر پا گشته است.

کمي بالا تر ازمرقد" فاطمه صغري"در اتاق ديگري از اين قبرستان مدفن سه بانوي مطهر قرار دارد:اسماء بنت عميس همسر جعفر طيار،ميمونه دختر امام حسن(ع)،حميده دختر مسلم بن عقيل،در اين حجره ضريحي سبز رنگ قرار دارد که سنگ قبرها به صورت ايستاده در کنار آن نصب شده است.

در يکي ديگر از حجره هاي اين قبرستان که با گنبد سبز رنگ کوچکي نمايان است در تابوتي کوچک ومحفظه اي فلزي «عبدالله بن صادق» فرزند امام جعفر صادق(ع) مدفون است .

کمي بالاتر از اين حجره ودر مکاني ديگر موذن با وفاي پيامبر«بلال حبشي» به خاک سپرده شده است او پس از وفات پيامبر فقط دو بار اذان گفت يکي به در خواست حضرت زهرا(س) و ديگري به در خواست امام حسن(ع) وامام حسين(ع).پس از آن به جهاد رفت وبعد در يکي از قريه هاي نزديک دمشق ساکن شد.سرانجام در سال 20هجري ودر سن 63سالگي وفات يافت.

در کنار مقبره "بلال" مقبره کوچکتري ديده مي شود که گفته مي شود قبر«عبدالله بن جعفر» فرزند جعفر طيار وهمسر باوفاي حضرت زينب(س) است که در سن 90 سالگي چشم از دنيا فرو بست .

فیلم معرفی مقام بلال حبشی وعبداله بن جعفر

يکي ديگر از نزديکان اهل بيت که در اين قبرستان مدفون است «فضّه» خادمه حضرت زهرا(س) است ، فضه کسي بود که در بيست سال آخر عمرش سخني جز کلمات قرآن از وي شنيده نشده است وي در واقعه کربلا حضور داشت وبه اسارت در آمد .قبر فضه کمي دورتر بود و براي اينکه خادمي هم ندارد درب شبستان کوچکش بسته بودو کمتر زائران به آنجا مي رفتند وقتي به مقام فضه رسيديم يک کاروان کوچک آذري زبان در حال روضه خواني از حضرت زهرا ( س) و مصيبتهاي ان حضرت و همراهي فضه با ان حضرت بودند در قبرستان باب الصغير زيارت اين مقام چيز ديگري بود

بالاخره بعداز زيارت قبرستان باب الصغيرکه تا ظهر به طول انجاميد به هتل برگشتيم براي ناها و استراحت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت   توسط مهدی آذرمکان  

دوسال از پرواز ناتمام شهداي عرصه خبر گذشت در پانزدهم اذر 84 کساني که هميشه به دنبال خبر بودند و درتوليد خبر نقش بسزايي داشتند خود خبر ساز شدند انهم خبري که مانند زلزله اي تمام شبکه هاي خبري جهان را به لرزه دراورد و بيش از همه رسانه هاي داخلي را باشوکي عجيب مواجه کرد   يادشان را همواره گرامي مي داريم.

نوشته من به مناسبت اولین سالگرد شهدای عرصه خبر

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت   توسط مهدی آذرمکان  

قبل از اينکه قسمت سوم خاطرات سفر به سوريه و لبنان را بنويسم مي خواستم يک نظر سنجي از بينندگان وبلاگم داشته باشم دوست دارم نظر شما رو هم که مطالب دنياي خبر رو مي خونيد بدونم

1-ايا اساسا با نوشتن اين خاطرات موافقيد و تا به حال چيزي از اين خاطرات دستگيرتون شده ؟

2- اين خاطرات به همين شکل کنوني که نوشته مي شود و به صورت روايي است بهتره يا اينکه فقط درخصوص اتفاقات جالب و مکانهاي ديدني سوريه و لبنان نوشته بشه بهتره ؟

منتظر پاسخهاي شما هستم

اما بعد ...

از روز دوم با يکي از کاروانهاي معتبر ايراني هماهنگ کرده بوديم که هرجا رفتند ما هم با انها برويم تا اماکن ديدني سوريه رو نيز ببينيم اون روز اين کاروان قرار بود زائران خودش رو براي بازديد به مسجد اموي ببره قرارمون ساعت 9:30 صبح جلوي مسجد اموي بود ما هم حدودهاي ساعت 9 از جلوي هتل يه هايس کرايه کرديم به مبلغ 6هزار تومان يا همان 300 لير سوريه و حرکت کرديم به سمت مسجد اموي،حدود ساعت 9:20بود که راننده ما را در قسمت غربي مسجد اموي و در محل قديمي بازار حميديه پياده کرد خيلي از مغازه هاي بازار هنوز باز نکرده بودند از اين بازار قديمي گذشتيم و به درب مسجد رسيديم درب مسجد هم بسته بود از کاسبهاي اونجا پرسيديم که درب مسجد کي باز ميشه که گفتند مسجد ساعت 10صبح باز ميشه فرصتي پيش اومد تا به حرم حضرت رقيه (س) که در نزديکي مسجد اموي بود برويم حدود يک ربع وقت داشتيم يکي از دوستان که مسئول جمع ما بود گفت براي اينکه از بازديد مسجد اموي جانمونيم داخل نرويد بلکه از درب حرم يک سلامي عرض کنيد تا در فرصت مناسب به زيارت برويم به درب حرم حضرت رقيه که رسيديم ديديم مداح يک کاروان اذري زبانهادرحال روضه خواني جلوي درب حرم هست ادم براي اولين بار به اين مکان برسه فرصت زيارت هم نداشته باشه و يک روضه خوان هم با ان سوز روضه هاي اذري مشغول خواندن روضه باشه خلاصه اينکه جاي شما خالي بود ساعت ده شد و با تذکر يکي از دوستان به سرعت به مسجد اموي برگشتيم 

همزمان با رسيدن ما دربهاي مسجد اموي هم باز شد و داخل شديم از همان ابتداي ورود به صحن مسجد بايد کفشهايمان را در دستمان مي گرفتيم و داخل مي شديم بلافاصله وارد شبستان مسجد شديم و يک پيرمرد سوري که به فارسي هم مسلط بود با شور و حرارت خاصي شروع به توضيح تاريخچه مسجد و وقايعي که در ان اتفاق افتاده بود کرد اين مسجد خيلي بزرگ بود و حدود 15هزار مترمربع مساحت داشت در اين مسجد 4محراب بود که گفته مي شد زماني 4 فرقه اهل تسنن شافعي ها، حنبلي ها، حنفي ها و مالکي ها در مقابل اين محرابها نماز جماعت برگزار مي کردند مقام حضرت يحيي، مقام حضرت خضر و مقام حضرت هود در اين مسجد قرار دارد مکاني نيز در همين مسجد است به نام راس الحسين که سرمبارک ان حضرت در انجا نگهداري مي شد و امام سجاد نيز در کنار راس الحسين نماز خوانده اند چاهي نيز درون شبستان بود که مي گفتند مکان غسل تمهيد مسيحيان بوده است راستي يادم رفت بگويم که اين مسجد قبل از اينکه مسجد شود ظاهرا زماني هم کليسا بوده است و هم مسجد در حياط مسجد نيز 3 مکان بود که به قبه الساعت قبه القربان و قبه المال معروف بود

                  

اگر بخواهم در خصوص اين مسجد سخن بگويم قطعا چند پست از وبلاگم را بايد به اين مسجد اختصاص بدهم اما براي انها که علاقه مند هستند اطلاعات بيشتري در خصوص اين مسجد کسب کنند به اين مطلب مراجعه کنند خلاصه اينکه مسجد اموي شايد ديدني ترين مکان سوريه باشد و علاوه بر مسلمانان ، از اديان ديگر و کلا اروپائيها ي بسياري بودند که از اين مسجد بازديد مي کردند

دوستان ما از قبل با رايزني فرهنگي کشورمان در سوريه هماهنگ کرده بودند تا امکان بازديد از موزه ملي سوريه برايمان فراهم شود بعد از بازديد از مسجد اموي به همراه دوستان راهي رايزني فرهنگي ايران شديم از انجا فائز که کارمند سوري رايزني ايران بود با ما همراه شد تا ما را به سوي موزه راهنمايي کنه و هماهنگي لازم را انجام بده رايزني ايران نزديک ميدان مرجع دمشق بود و موزه ملي نيز نزديک به اين مکان ، براي همين پياده راهي شديم در راه نيز بچه ها از فائز درخصوص سوريه مي پرسيدند و اون هم که کمي فارسي ياد گرفته بود دست و پاشکسته به سئوالات دوستان پاسخ مي گفت

وارد ساختمان موزه شديم همه اش مجسمه و کوزه هاي قديمي کشف شده بود خيلي خلوت بود به جز چندتا اروپايي و چندتا عرب و ما کسي نبود نمي دونم چرا براي ما جذابيت زيادي نداشت سريع مروري کرديم و اومديم بيرون و ترجيح داديم در فضاي سبز موزه باشيم و از طبيعت لذت ببريم راننده اي که صبح ما رو رسونده بود قرار بود ساعت يک مارو از جلوي موزه به هتل برگردونه اما بدقولي کرد و مجبور شديم بعد از تاخير نيم ساعته يه ماشين ديگه بگيريم و برگرديم به هتل و طبق معمول ناهار و استراحت .

بعدازظهر هرکسي در اختيار خودش بود باتجربه اي که از ديروز داشتيم و مي دونستيم که حرم رو ساعت 8مي بندند زودتر راه افتاديم که بتونيم زيارت بکنيم وقتي به درب حرم رسيديم با انبوهي از زائران ايراني مواجه شديم که جلوي حرم ايستادند و نگهبانان اجازه ورود نمي دهند و مي گفتند بريد فردا اذان صبح بيائيد هرکس هم کمي اصرار مي کرد خيلي بدبا او برخورد مي کرند رفتيم از درب پشتي بريم که اون درهم بسته بود دورتادور حرم پر بود از ماموران امنيتي سوريه که باکت شلوار و کراوات مشکي و پيراهن سفيد و يک کلاش در دستشان در اطراف حرم ايستاده بودند و مراقب اوضاع بودند بعدها فهميديم که ظاهرا اون روز رئيس جمهور تاجيکستان براي زيارت به حرم حضرت زينب (س)مشرف شده بودند و حرم قرق شده بود خلاصه اينکه اون روز هم نتونتسيم حرم حضرت زينب (س) را زيارت کنيم و دست از پادرازتر برگشتيم هتل تا روز بعد

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت   توسط مهدی آذرمکان