تبليغاتX
دنیای خبر

دنیای خبر

در روز ولادت امام سجاد علیه السلام به نظرم رسید از قبرستان بقیع و مظلومیت ائمه بقیع بگم

                        

                درست مقابل پنجره ای که طلوع خورشید دیده میشه قبور مطهر ائمه بقیع است

توي قبرستان بقيع ميشه عمق مظلوميت شيعه رو با تمام وجود درک کرد براي اولين بار که به اين قبرستان براي زيارت ائمه بقيع مشرف شدم انقدر ناراحت شدم که مي گفتم کاش هيچ موقع پاي من به اينجا باز نمي شد و اين غربت و مظلوميت رو نمي ديدم اين حال و هواي من نبود بعدا که با چند تا از همکاروانيهامون صحبت مي کردم اونها هم چنين حسي داشتند .

توي اونجا اولا که هيچ قبري نشانه اي نداره و اگر نباشند روحاني هاي کاروانها و افراد مطلع که در خصوص قبرهاي متبرک قبرستان بقيع توضيح مي دهند شما نمي توني به راحتي قبور را شناسايي کني اگر از اونهايي هم که اونجا ايستادند بخواهي سئوالي کني جواب سربالا مي دهند

                                   وهابی هایی که جلوی قبور ائمه می ایستادند

اونهايي که اونجا مي ايستند عده اي از وهابي ها هستند که به اصطلاح خودشون مي خواهند مسلک خودشون رو ترويج کنند اما غافل از اينکه همان برخورد نابخردانه انها با زائران از همون اول موجب موضعگيري زائران ميشه توي روضه ها و مداحي ها بارها شنيده بودم که وهابي ها اونجا نمي گذارند کسي بايسته و گريه کنه اما بايد براي خود ادم اتفاق بيفته تا سنگدلي اونها و مظلوميت ائمه بقيع رو درک کنه روزي نبود که ده پانزده ايراني يا حتي از مسلمانهاي ديگر کشورها را بازداشت نکنند اونجا اگر چند نفر باهم مي ايستادند و مثلا يکي براشون توضيح مي داد که اين قبر کي هست سريع اونها رو پراکنده مي کردند نمي گذاشتند کسي اونجا روضه بخونه اونجا زيارتنامه خوندن قدغن بود هرکسي مي خواست زيارتنامه بخونه مي گفتند "اقا کتاب ببند کتاب ممنوع " حتي نمي گذاشتند ادم با خودش خلوت کنه و براي غربت امامانش گريه کنه خلاصه اونجا با تمام وجود مي شد غربت و مظلوميت ائمه بقيع رو درک کرد اما با اينحال بودند افرادي که در گوشه اي از قبرستان بقيع باصداي اروم و به دور از چشم وهابي ها روضه مي خوندند اما اغلب اين تجمعهاي چند نفره هم سرانجام با حمله وهابي ها پراکنده مي شد يک پيرمردي اونجا بود که هر روز حدودهاي ساعت 6 صبح توي قبرستان بقيع حاضر مي شد و در ميون جمعيت با صدايي اروم شروع به روضه خوندن مي کرد به طوري که فقط چند نفري که اطرافش بودند صداش رو مي شنيدند خودش خيلي مراقب بود که وهابي ها متوجه نشوند اما روضه هاي سوزناک اون و غربت ائمه بقيع موجب مي شد همون چند نفر با اينکه خودشون رو خيلي کنترل مي کردند با صداي نسبتا بلندي گريه کنند و همون موقع بود که وهابي ها مي ريختند و تجمع چند نفره را پراکنده مي کردند اگرچه هيچ موقع هم نمي تونستند اون پيرمرد رو پيدا کنند اما همه روضه هاي اون نصفه مي موند هرجاکه هست خدا نگهدارش باشه

                           

قبور مطهر خيلي از بزرگان در بقيع است اما چندتايي رو ذکر مي کنم اول چهار امام ما شيعيان امام حسن مجتبي (ع)،اما سجاد (ع)،امام باقر (ع)و امام صادق (ع) قبر عباس عموي پيامبر جلوي قبور اين چهار تا امام قرار داره و قبر فاطمه بنت اسد مادر حضرت علي (ع) و تنها زني که ديوار کعبه براي اوشکافته شد تا علي (ع)در کعبه متولد شود نيز در کنار قبور مطهر چهار امام است

                     

                            از این فاصله دیگه نمی گذاشتند به قبور چهار امام نزدیک بشیم

 قبر ام البنين مادر حضرت ابوالفضل هم اونجاست قبور ديگري هم هست که از ذکر اونها خودداري مي کنم .

توي قبرستان بقيع فقط اقايان را راه مي دهند و خانمها اجازه ورود به قبرستان ندارند و فقط از پشت پنجره مي تونند قبور رو تماشا کنند قبرستان بقيع يک قبرستان کوچکي هست که کل قبرستان رو ميشه توي 10دقيقه دور زد براي ما جاي تعجب بود که چگونه دراين قبرستان کوچک هزاران سال است که مرده دفن مي کنند و هنوز پر نشده است وقتي پرس و جو کرديم متوجه شديم که اونها روي مرده هاشون موادي اسيدي مي ريزند که مرده هاشون خيلي زود توي خاک تجزيه ميشه و بعد از مدتي دوباره مي تونند همونجا مرده هاي جديد رو دفن کنند توي اين قبرستان هيچ قبري نشونه اي نداره وهابي ها معتقدند هرکسي که مرد ديگه تموم شد براي مرده هاشون مراسم نمي گيرند و فقط دوسه نفر مرده رو مي برند و خاک مي کنند و چون هيچ نشانه اي نداره به خاطر همين هم هيچکس نمي دونه که قبر نزديکانش کجا هست

             

                          نمایی از قبرستان بقیع


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت   توسط مهدی آذرمکان  

بعداز دوساعت تاخير بالاخره ساعت 15:30 از فرودگاه مهراباد تهران به سوي فرودگاه جده عربستان پرواز کرديم هواپيما موقع بلند شدن با تکانهاي نسبتا شديدي همراه بود که با سابقه حوادث هوايي که همه توي ذهنها داشتند کمي اضطراب مسافران را در برگرفته بود اما الحمدلله اتفاق خاصي نيفتاد و پس از حدود دو و نيم ساعت به فرودگاه جده رسيديم از هواپيما که پياده شديم هوا گرم بود و در عين حال نم نيز داشت اولين چيزي که در بدو ورود به فرودگاه جده جلب توجه مي کرد سايه بانهايي بود که در محوطه فرودگاه به صورت چتر بزرگي براي مسافران و کارکنان فرودگاه سايه ايجاد مي کرد و از داغي افتاب سوزان سرزمين عربستان مي کاست

                            

وارد ترمينال فرودگاه شديم پس از اينکه در صفهاي عبور از گيتها قرار گرفتيم مدير يکي از کاروانها گفت خودتون را براي انگشت نگاري اماده کنيد تعجب کردم که چرا بايد از زائران ايراني که بهترين زائران و بي دردسترين زائران براي دولت عربستان هستند بايد انگشت نگاري شود برام جالب بود که باوجود اينکه هر هفته حدود 28هزار زائر ايراني وارد خاک عربستان مي شود و درامد خوبي هم براي دولت اين کشور دارد اما با انها اينگونه برخورد مي شود ناخوداگاه خبرهاي حوادث مختلفي که از 11سپتامبر سال 2001 تاکنون در جاهاي مختلف دنيا اتفاق افتاده بود توي ذهنم مرور کردم جالب بود که در اغلب اين حوادث تروريستي اتباع عربستان نقش اصلي رو داشتند و اصلا بسياري از رهبران القاعده و شخص بن لادن که خود از بزرگترين تروريستهاي جهان هستند همگي اتباع عربستان هستند اما از زائران ايراني که فقط براي زيارت به اين کشور سفر کرده بودند انگشت نگاري مي شد .

وقتي ديدم انگشت نکاري و عکسبرداري از تک تک زائران زمان زيادي به خودش اختصاص مي ده وماهم که در انتهاي صف قرار داريم بايد خيلي منتظر باشيم رفتيم روي صندليها نشستيم تا نوبتمون بشه بعد از حدود يکساعت که اغلب زائران از گيتها رد شده بودند نوبت ما رسيد ديگه خود مامورهاي عربستاني هم خسته شده بودن به خاطر همين بود که وقتي نوبت ما شد فقط گذرنامه رو مهر زدند و بدون اينکه ازمون انگشت نگاري کنند ياعکس بياندازند رد شديم البته توي مرحله بعدي5 تا مامور نشسته بودند که همه گذرنامه ها را اسکن مي کردند بالاخره بعد از حدود دو و نيم ساعت سوار اتوبوسها شديم و به سوي مدينه راه افتاديم حدود 420کيلومتر از جده تا مدينه راه بود يعني چيزي حدود 4ساعت ، در بين راه هم در منطقه ساسکو توقف کرديم براي خواندن نماز و صرف شام.

بالاخره حدود ساعت دوازده و نيم شب رسيديم به هتل ديارالامل در ضلع غربي حرم حضرت رسول اکرم (ص) پس از اينکه اتاقها رو تحويل گرفتيم و ساکها رو داخل اونها گذاشتيم تجديد وضويي کرديم و حدود ساعت 1بامداد به صورت دسته جمعي راهي حرم شديم باوجود خستگی زیاد راه همه زائران با شوق فراوان امده بودند حاج اقاي محمودي روحاني و اقاي مظفري مدير کاروان توضيحاتي را در خصوص موقعيت حرم و قبرستان بقيع دادند

                           

پس از سلام مختصر و کوتاهي به حضرت رسول و ائمه بقيع به هتل برگشتيم تا استراحت کرده و خود را براي برنامه هاي روزهاي اينده اماده کنيم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت   توسط مهدی آذرمکان