مثلث شیشه ای

مثلث شيشه اي سومين سري از برنامه هاي رضا رشيد پور بعد از شب شيشه اي و عبور شيشه اي است که جايگاه ويژه اي بين مخاطبان پيدا کرده است به نظرم 3عامل در موفقيت اين برنامه موثر بوده است

                         

1- اولين آن دعوت از چهره هاي محبوب و مشهور در عرصه هاي هنر، ورزش و سياست است که خود عامليست قوي براي جذب مخاطب .

2- دومين عامل، اجراي خوب رشيد پور در برنامه مثلث شيشه اي و جسارت و جرات ايشان در طرح برخي از نکات است رشيد پور اگرچه مجري بسيار خوبي براي برنامه هاي اجتماعي مانند صبح به خير ايران بوده و هست اما در قالب گفتگو نيز با تکيه بر اطلاعاتي که از قبل تهيه مي کند و به قول خانم چيستا يثربي در جايگاه يک کارشناس مجري ظاهر مي شود توانسته است تا حدود زيادي نظر مثبت مخاطبان را جلب کند اگرچه به نظر مي رسد در زمينه هنر به علت اشرافي که بر سينما و تئاتر و... دارد بسيار مسلط تر برنامه اجرا مي کند و در زمينه هاي ديگر به ويژه زماني که افرادي مانند دکتر فقيه و بذرپاش را دعوت مي کند که هر کدام مسئول يک سازمان هستند تسلط کمتري دارد اما به هر حال اجراي نسبتا موفق اين کارشناس مجري نيز عاملي براي جذب مخاطبان شده است

3-سومين نکته دکور جالب و به روزي است که در اين برنامه استفاده شده است منظورم از به روز فاصله گرفتن از دکورهاي قديمي و کليشه اي گفتگوهاست که دو تا صندلي و گاهي اوقات يک ميز مي گذارند و دور ان گفتگو را برگزار مي کنند و اصلا به رنگ اميزي دکور و نورپردازي صحنه توجهي نمي شود در اين دکور علاوه بر اينکه از نور پردازي و رنگ اميزي خوبي بهره گرفته شده است از دو المان مثلث و شيشه درجاي جاي ان استفاده شده است که خود جالب توجه است

اينها را نوشتم که به يکي از بهترين برنامه هاي رشيدپور در مثلث شيشه اي هم اشاره اي داشته باشم گفتگوي رضا رشيد پور با فيروز کريمي مربي سابق استقلال و برنده جشنواره طنز گل اقا

 

اين برنامه به قدري طنز و خنده دار بود که خود رشيد پور هم کمتر مي توانست جلوي خود را بگيرد ما هم که يک روز پرکار را پشت سر گذاشته بوديم و از هميشه خسته تر بوديم بااين برنامه ان شب خستگي از تنمان درامد

بخشهایی از گفتگوی رشید پور با فیروز کریمی رو می تونیداینجا و اینجا ببینید

این هم یک طنز دیگر از فیروز کریمی 

شهروندان خبرنگار

امروزه باهمه گير شدن تکنولو ژيهاي جديد، شيوه نويني از خبرنگاري نيز پا به عرصه وجود گذاشته است و آن شهروندان خبرنگار است .

شهروندان خبرنگار کساني هستند که با وسايلي مانند دوربينهاي عکاسي و فيلمبرداري و موبايلهايي که در اختيار دارند ازحوادث و وقايع مختلف فيلم و تصويرگرفته و انرا براي انعکاس درجامعه در اختيار رسانه ها قرار مي دهند برخي از اين تصاوير منبعي مي شود خبري براي رسانه هاي بسياري دردنيا نمونه بارز آن که اين روزها سرو صداي زيادي هم به پاکرده است مربوط به سخنراني عباس پاليزدار درخصوص مفاسد اقتصادي در دانشگاه بوعلي همدان است که با پخش فيلم اين سخنراني درسايتهاي اينترنتي توسط يک شهروند ، اين فيلم به سرعت منبع خبري براي بسياري از رسانه هاي مکتوب و صوتي و تصويري خارج از کشور تبديل شد بحث ما درستي يا نادرستي سخنان پاليزدار نيست بلکه کارکردي است که شهروندان خبرنگار مي توانند داشته باشند

                                   

پيش از اين نيز نمونه هايي از توليدات شهروندان خبرنگار در سراسر دنيا بوده است که به سرعت به منبع خبري بسياري از رسانه هاي مهم دنيا تبديل شده است

تهيه فيلم و عکس از بمب گذاريهاي هفتم جولاي 2005 در لندن نمونه اي از توليدات شهروندان خبرنگار است . در آن حادثه نخستين تصويري که بعد از وقوع انفجار  از ايستگاه قطار زير زميني به بيرون مخابره شده، تصويري بود که بوسيله گوشي تلفن همراه يکي از مسافران قطار گرفته شده بود. يکي از رويدادهاي مهم خبري در پايان سال 2006 اعدام صدام بود. تصاوير رسمي ويديويي که از اعدام صدام در شبکه هاي خبري به نمايش گذاشته شد، بدون صدا و تنها تا زماني را نشان مي داد که صدام به پاي چوبه دار برده شد و سپس جسد رييس جمهور سابق عراق را پوشيده در کفن سفيد نشان مي داد.ولي مدت زمان زيادي از اجراي حکم اعدام نگذشت که چهره ديگري از اجراي حکم اعدام در رسانه ها به تصوير کشيده شد و اينبار نه از طريق ادامه پخش همان فبلم ويديويي ، بلکه بوسيله فيلم کوتاهي که با تلفن همراه يکي از حاضرين در پايين چوبه دار صدام ضبط شده بود. اين ويديو کمتر از چند ساعت به شبکه هاي معتبر خبري جهان و وب سايتهاي ويديوي مانند يوتيوب و گوگل راه پيدا کرد و در دسترس همگان قرار گرفت.

                          

                                             فيلم شهروندان خبرنگار از اعرام صدام

در اوايل ماه نوامبر سال 2006 نيز يکي از دانشجويان حاضر در کتابخانه دانشگاه کاليفرنيا در لس آنجلس، صحنه درگيري يک دانشجوي ايراني با پليس دانشگاه و ضرب و شتم او با شوک دهنده الکتريکي را بوسيله تلفن همراه خود ضبط کرده و بر روي سايت يوتيوب قرار داد اين تصاوير نيز خيلي سريع در تلويزيونها به ويژه شبکه هاي تلويزيوني ايران منعکس شد و موجب اعتراض بسياري از ايرانيان شد

             

                              فيلم ضرب وشتم دانشجوي ايراني در داشنگاه کاليفرنيا

اينها تنها چند نمونه کوچک از کارکرد بزرگ شهروندان خبرنگار است و صدها بلکه هزاران از اين نمونه وجود دارد که روزانه در سايتهاي اينترنتي و تلويزيونها بدون هيچگونه سازماندهي منتشر مي شود

اما اگر اين شهروندان خبرنگار براي يک رسانه مانند يک شبکه خبري سازماندهي شوند قطعا منبعي غني از خبرهاي مهمي مي شوند که روزانه در گوشه و کنار دنيا اتفاق مي افتد

سیره عملی امام روح الله

                                 

سالهاي گذشته درايام رحلت بنيانگذار جمهوري اسلامي ، صداوسيما معمولا برخي از سخنراني هاي امام خميني را در موضوعات مختلف پخش مي کرد و يا اينکه مجموعه هايي در مورد زندگي ايشان پخش مي کرد که به سبب پخش چندباره جذابيت خاصي براي مخاطبان نداشت شايد جذابترين مجموعه اي که در سالهاي اخير پخش شد مجموعه اي بود که شبکه تلويزيوني المنار در مورد زندگي امام خميني ساخته بود و سال گذشته از شبکه سوم سيما پخش شد اما امسال به همت سيد مهدي شريفي از خبرنگاران خوش ذوق و پرتلاش واحد مرکزي خبر مستندي به نام سيره عملي امام روح الله ساخته شد که اين مستند بسيار مورد توجه مخاطبان و بينندگان قرار گرفت تا جائيکه به علت استقبال از اين مجموعه مسئولان صداوسیما تصميم گرفتند مستند سيره عملي روح الله را در شبکه هاي مختلف سيما و در ساعات مختلف پخش کنند تا همه مخاطبان امکان تماشاي اين مجموعه را داشته باشند اين مجموعه در اصل خلاصه اي از تاريخ معاصر انقلاب اسلامي بود که از زمان بازگشت امام به ايران تا زمان رحلت ايشان را به تصويرکشيده بود در اين بين سيره عملي امام در برخورد با مسائل گوناگون به خوبي به تصوير کشيده شده بود و استفاده از تصاويري که تاکنون منتشر نشده بود به جذابيت اين مجموعه افزوده بود

پيش از اين نيز گفته بودم که براي ساختن يک گزارش خوب و جذاب دونکته بايد مورد توجه قرار بگيرد اول مطالعه و تحقيق پيرامون موضوع گزارش ، دوم استفاده از تصاوير مستند مربوط به ان گزارش که از اين دونکته سيد مهدي شريفي به خوبي بهره مي برد

با بازتابي که اين مجموعه در بين مردم عادي و رسانه هاي مکتوب و فضاي سايبر داشته است هيچ ترديدي براي موفقيت اين مجموعه باقي نمي ماند براي سيد مهدي شريفي ارزوي موفقيت دارم و اميدوارم که در آينده نيز شاهد مجموعه هايي از اين قبيل ازايشان باشيم

در ضمن مجموعه سيره عملي امام روح الله را مي توانيد از وبلاگ ايشان دانلود کنيد

صبح عالي بخير

بالاخره بعد ازحدود سيزده سال فعاليت مجموعه صبحگاهي "صبح به خير ايران " شبکه اول سيما و اجراي مجري هاي مختلف در اين مجموعه و عوض شدن چندباره تهيه کننده اين برنامه و تغيير دکوراسيونهاي مختلف ،مسئولان شبکه يک سيما به اين نتيجه رسيدند براي جذب مخاطب بايد برنامه جديدي را جايگزين برنامه صبح بخير ايران کرد  اين درحالي بود که مسئولان برنامه پرمخاطب "سلام مردم ايران" درشبکه دوم سيما پس ازحدود دوسال بهتر ديدند که هم به خود و هم به مخاطب استراحتي بدهند تا سرنوشت برنامه شان به سرنوشت بسياري از برنامه هايي که سالها ادامه دارد و تنها از انها اسمي بيش نمانده است و جذابيتي نيز براي مخاطب ندارد تبديل نشود

اما به نظر مي رسد اين تغييرات نيز مانند تغييرات گذشته نه تنها دردي را دوانکرده است بلکه مخاطبان اندکي را که صبح بخير ايران در ماههاي اخير به خود جذب کرده بود از دست خواهد داد البته قبول دارم که با گذشت يک هفته از اين تغييرات هنوز قضاوت زود است اما چند نکته نشانه اي است بر تائيد گفته من:

1-عنوان برنامه "صبح عالي بخير" انتخاب شده است لفظي که به جاي اينکه مخاطب را به برنامه نزديک کند بين مخاطب و برنامه فاصله مي اندازد در فرهنگ مردم ايران معمولا صبح عالي بخير بکار برده نمي شود و اگر بکار برده شود هم درمواقع خاص و مواقعي است که براي احترام به يک مقام عالي تر بکار برده مي شود

2-مجري وگوينده در يک برنامه حرف آخر ان برنامه را مي زندو به همين دليل است که براي هر برنامه بايد مجري و گوينده متناسب با محتواي ان برنامه انتخاب شود شايداين مثال به خوبي منظور مرا برساند مثلا براي برنامه گفتگوي ويژه خبري نمي شود از عموپورنگ استفاده کردزيراعموپورنگ براي اجرا در برنامه هاي ويژه کودکان ساخته شده است ومرتضي حيدري هم براي گفتگوهاي جدي وچالش برانگيز مانندگفتگوي ويژه خبري و ازهمين روست که اقاي ميلاني مجري برنامه صبح عالي بخير فقط در قالب گردشگري و معرفي اثار اماکن ديدني مورد توجه مخاطب قرار مي گيرد و نه صداي ايشان و نه چهره خواب الود و تا حدودي اخمالوي ايشان بدرد يک برنامه صبحگاهي نمي خورد

                                                   

به نظر من که در طول اين سيزده سال معمولا برنامه صبح بخير ايران را دنبال مي کردم فقط اقايان رشيد پور و واحدي بودند که با چهره اي بشاش و بذله گوئيهاي خاص خود مختص يک برنامه صبحگاهي بودند و در ابتداي روز به بيننده خود انرژي لازم را منتقل مي کردند

 

      

3-اين برنامه اگرچه بخشهاي مختلف دارد که برخي از اين بخشها نيز به نوبيه خود براي يک برنامه صبحگاهي لازم است اما اجراي اين بخشها نيز به افرادي کم تجربه سپرده شده است که بعضا ويژگيهاي يک مجري را ندارند

4- ونهايتا اينکه اگر برنامه اي با مردم و دغدغه هاي روزانه انها همراه نباشد قطعا جايگاه خود را در نزد مخاطب ازدست خواهد داد شايد يکي از جذابيتهايي که به برنامه صبح بخير ايران اخيرا اضافه شده بود بخشي به نام حرف اضافه بود که در قالب طنز دغدغه هاي روزانه مردم را مطرح ميکرد چيزي که در برنامه صبح عالي بخير ديده نمي شود