خاطره ای از ضاحیه
به مناسبت حرفهای کوبنده سید حسن نصراله که به مناسبت پایان بازسازی خرابیهای جنگ ۳۳ روزه کرده بود بد ندیدم خاطره ای که فروردین سال ۸۷ و بعد از بازدید از مناطق جنوب لبنان (پس از جنگ ۳۳ روزه ) توی وبلاگم نوشته بودم یکبار دیگه تکرار کنم

"برنامه بعدي که خودمون هماهنگ کرده بوديم و مهمترين برنامه سفرمون هم بود بازديد از شبکه تلويزيوني المنار بود که شبکه ماهواره اي متعلق به حزب الله لبنان است اول رفتيم سمت جنوب بيروت منطقه ضاحيه که يکي از دوستان رو که هماهنگيهاي بيروت رو انجام داده بود برداريم و باهم بريم المنار .جلوي مسجد شيخ فضل الله باهم قرار گذاشته بوديم توي مسجد هم نماز جمعه برگزار مي شد بعد از اينکه همديگر رو پيدا کرديم قبل از اينکه بريم المنار قرار شد سري هم بزنيم به مناطقي که اسرائيل در جنگ 33روزه بمباران کرده بود اسرائيل فقط مناطق شيعه نشين بيروت رو يا همان ضاحيه رو بمباران کرده بود بمبهاي اونها هم به قدري قوي بود و ظاهرا طوري طراحي شده بود که وقتي به ساختمانهاي ده دوزاده طبقه اونجا مي خورد اول تا طبقات پائين مي رفت و بعد منفجر مي شد و از ساختمانهاي به اون محکمي چيزي جز تلي از خاک باقي نمي موند




منطقه اي که به مربع امن معروف بود و تقريبا تمامي سران حزب الله در اونجا ساکن بودند با خاک يکسان شده بود و چيزي ازش باقي نمونده بود. البته راهنماي ما مي گفت تمام افرادي که در اين ساختمانها ساکن بودند توي همون يک ساعت اول شروع جنگ خانه هاشون رو تخليه کرده و رفته بودند به مناطق دیگه اما تمام وسايل منزلشان توي اين بمبارانها از بين رفته بود
توي منطقه ضاحيه تقريبا همه، نيروهاي حزب الله بودند تا ادم غريبه اي رو مي ديدند کنجکاو مي شدند و فورا مقامات اطلاعاتي حزب الله رو خبر مي کردند مطمئنم توي اون چند دقيقه اي که مااونجا بوديم خبر حضور ما به شاخه اطلاعاتي حزب الله هم رسيده بود بعد از بازديد از اين منطقه راهي شبکه المنار شديم شبکه المنار داخل يک اپارتمان ده طبقه اي بودکه کاملا شبيه اپارتمانهاي ديگري بود که در کنارش به عنوان واحدهاي مسکوني استفاده مي شد جلوي ساختمان هم تابلوي قناه المنار به سختي ديده مي شد چون شاخ وبرگهاي درختهاي جلويش تقريبا روي اونو پوشونده بودشايد مهمترين مشخصه اي که اين ساختمان رو با ساختمانهاي ديگه متفاوت مي کرد نگهباني ياحراستي بود که همون ورودي ساختمان مستقر بودند وارد ساختمون شديم طبقه اول تحريريه ها مستقر بودند امکانات اونها چيزي کمتر از امکانات راديو و تلويزيون خودمون نبود با يکي ازسردبيرها همراه شديم تا به استوديو پخش بريم استوديو پخش زيرزمين قرار داشت وقتي رسيديم به استوديو که داشت خبر پخش مي شد چندلحظه اي گذشت تا وارد استوديو شديم همون سردبيري که با ما همراه شده بود توضيحاتي در مورد اينکه چگونه توي جنگ 33روزه نگذاشته بودند حتي يک لحظه پخش خبر قطع بشه داد اون مي گفت ما از مدتها پيش مي دونستيم که بالاخره اسرائيل شبکه المنار رو مي زنه به همين خاطر به جز مکان اصلي المنار چند جاي ديگر رو تدارک ديده بوديم که با حداقل امکانات بشه از اونجا برنامه هاي شبکه المنار پخش بشه و درحقيقت جايي که مارفته بوديم يکي از همون جاهاي رزرو بود اون مي گفت همون روز اول جنگ 33روزه اسرائيل شبکه المنار رو زد به تصور اينکه با ايجاد جريان يکسويه اطلاعات در جنگ پيروز بشه اما ما بلافاصله پخش خبر و برنامه رو از همين جا شروع کرديم درحاليکه تنها امکانات ما اينجا يک گوينده يک تصوير بردار با يک دوربين و امکانات و عوامل فني ضروري بود و حتي نور کافي براي پخش نداشتيم اما هر طور شده بود نگذاشتيم حتي يک لحظه انتن شبکه المنار قطع بشه اون مي گفت مطمئن بوديم که اگر اسرائيل جايي رو که برنامه هاي المنار از اونجا پخش ميشه کشف مي کرد مهلت نمي داد و اونجارو با خاک يکسان مي کرد براي همين تمامي عوامل يا بالباسهاي مبدل به شبکه رفت و امد مي کردند يا از راههاي مخفي و از درون خانه ها ،خودشون رو به شبکه مي رسوندند وقتي ازش پرسيديم اگر اسرائيل اينجا رو هم بزنه چکار مي کنيد گفت ماحداقل 5تا 6مکان ديگر رو بصورت رزرو و با امکانات ضروري داريم که اگر اين اتفاق بيفته از اون مکانها کارمون رو ادامه مي دهيم خلاصه اينکه اونجا بود که فهميديم اگر کسي با اعتقاد بخواهد کاري رو انجام بده حتي بمباران و موشکباران هم نمي تونه جلوي اونو بگيره "





به دنياي خبر که مي رسي توقع داري تو اين وبلاگ پر باشه از خبرهاي جور و واجور ، اگرچه صاحب اين وبلاگ وبلاگش رو با درج انواع خبرها شروع کرد اما از ابتداي سال 86 تصميم گرفت بيشتر مطلب بنويسه تا اينکه خبر درج کنه و مطالبش هم بيشتر درخصوص خبر باشه و ارتباطات.