14سال بعد

به متصدي هتل سفارش كرده بوديم كه براي نماز صبح مارو بيدار كنه ساعت حدودهاي 4و نيم بود كه باصداي اذانهايي كه از بلندگوها پخش مي شد بيدار شديم چند اذان به سبك سني ها و اخرين اذان هم به سبك شيعه ها البته اذان را مي شنيدم اما انقدر خسته شده بودم و انقدر دير خوابيده بودم (حدود ساعت 3بامداد)كه حس بلند شدن از جا را نداشتم بعد از اذانها متصدي هتل تلفن زد براي اينكه پسرم از خواب بلند نشه سريع از جام پريدم وبا عجله تلفن رو برداشتم كه متصدي هتل از اونطرف گوشي به زبان عربي گفت وقت اذان هست بيدار شيد من هم درجواب خواب الود گفتم شکرا شکرا .

خلاصه بيدار شديم و وضو گرفتيم و نماز رو خونديم بازهم مثل مرده ها افتاديم و خوابيديم ساعت حدود 7 صبح بود كه باصداي بوقهاي ممتد ماشينها به ويژه ماشينهاي سنگين از خواب پريديم بعدها فهميديم كه سوري ها از اين وسيله يعني بوق چه قدر كه استفاده نمي كنند !! و به قول يكي از بچه ها ظاهرا خيلي از راننده ها مشکل اعصاب دارند و با بوقهاي ممتدي که مي زنند سعي مي کنند خودشون رو اروم کنند من که معمولا سحر خيز هستم ديگه نتونستم بخوابم اما جاتون خالي ديگر رفقا تا ساعت 9و 9:30خوابيدند بالاخره صبحانه رو که يکي از بچه ها زحمت تهيه اش رو کشيده بود خورديم و حدود ساعت 10:15به سمت حرم حضرت زينب (س) راه افتاديم هتل ما نزديک حرم حضرت زينب (س) بود و تا خود حرم بيشتر از 5دقيقه راه نبود براي اولين بار از خيابان اصلي رفتيم تا موقعيت جغرافيايي محل استقرارمون رو بهتر بشناسيم تصوير بعدي که از سوريه در ذهن مانقش بست همين موقع بود اگرچه مسافت کم بود اما کوچه و خيابان کثيف و پرازاشغال ، جدولهايي که انگار صد سال پيش ساخته شده است و تابحال هم شسته نشده است ساختمانهاي فرسوده که فقط چند هتل نوساز در بين انها خودنمايي مي کرد و سيم کشيهاي بسيار نامرتب برق در خيابان مقابل حرم حضرت زينب (س) که فقط کافي بود جرقه اي زده شود وهمه جا را به اتش بکشد اينها همه در مقابل چشمان ما بود تا به حرم حضرت زينب (س) برسيم درضمن يک موضوع ديگه اي که در وهله اول توجه هر ايراني را در خيابانهاي دمشق به خودش جلب مي کرد وفور پرايد ايراني يا به قول سوريها صبا انهم بيشتر در قالب تاکسي بود

به هرحال به حرم حضرت زينب رسيديم و درهمان حياط حرم بصورت دسته جمعي زيارتنامه را خوانديم وباصداي الله اکبر و پخش اذان ظهروارد شبستان حرم شديم تانماز را بخوانيم غافل از اينکه در شبستان نماز جماعت خوانده نمي شود و نماز جماعت درمصلايي در کنار حرم خوانده مي شود

شبستان حرم بسيار شلوغ و پر از زائران ايراني از استانهاي مختلف بود البته بودند زائراني از ديگر ملتها به ويژه عربها اما تعداد انها در برابرزائران ايراني بسيار اندک و ناچيز بود در بدو ورود ناگاه توجه ام به تفاوتهاي چهارده سال پيش گنبد و بارگاه حرم حضرت زينب سلام الله عليها جلب شد سال 72 که به زيارت اين حرم امده بودم جمعيت خيلي کم بود و تقسيم بندي براي خواهران و برادران هم در داخل شبستانها نبود ضريح حضرت از اهن بود و نماي خاصي هم نداشت و کاشيکاريهاي کنوني هم وجود نداشت اما الان بعد از چهارده سال ايرانيها ضريح باشکوهي براي ان حضرت ساخته و با کاشيکاريهاي ايراني جلوه اي ديدني به اين گنبد و بارگاه داده اند برروي ضريحي که ايراني ها ساخته اند اشعاري فارسي در رساي ان حضرت نوشته شده است و در اخرين مصراع هم امده است "تقديم اين ضريح زعباس مس فروش است "

زينب(س)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

برروي نماد سنگي هم که در داخل ضريح بود تابلوي ايت الکرسي به رنگ طلايي بود که تقديمي اقاي هاشمي رفسنجاني بود در کناره ان نماد سنگي نيزبه فارسي نوشته شده بود

   "اين مرقد مطهر فرزند حيدر است                                              ارامگاه دختر زهراي اطهر است "

زينب(س)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

واقعا اگر ايرانيها نبودند بعيد نبود که اين حرم نيز مانند بسياري از بارگاههايي که در قبرستان باب الصغير سوريه است بسيار نامرتب ومتروک باقي بماند (درخصوص اين قبرستان هم در اينده خواهم گفت)

بعد ازخواندن نماز دوباره به هتل برگشتيم اولين ناهار ما با تاخير چند ساعته جوجه کباب سوري بود با ادويه هايي که سوريها استفاده مي کردند هر پرس 3هزارتومان بعضيها خوششان امد و برخي هم چندان به مذاقشان خوش نيامد

بعد از کمي استراحت حدود ساعت 6بعد از ظهر بازهم رفتيم زيارت چون تازه نماز تموم شده بود خيلي ها مشغول زيارت بودند و داخل شبستان حرم هنوز شلوغ بود به همين علت باخانواده داخل حياط نشستيم و زيارتنامه و قران خونديم نزديک ساعت هشت بود که ديدم دربهاي شبستان را بستند تعجب کردم زيرا در ايران خودمان اگر هم درب حرمها را ببندند فقط از ساعت 12شب تا اذان صبح است نه ساعت 8که تازه خيلي ها قصد زيارت دارند رفتم جلو تا ببينم اگر اجازه مي دهند براي دقايقي داخل شوم به جز من ديگراني هم بودند که مي خواستند وارد شوند اما خادمي که انجا ايستاده بود به زبان عربي مي گفت حتي براي يک دقيقه هم امکانش نيست خوب اين تجربه جديدي شد تا شبهاي ديگر زودتر براي زيارت بيائيم البته شبهاي ديگر هم اتفاقاتي افتاد که خواهم گفت ان شب برگشتيم و بعد از صرف شام در کنار دوستان و گپ و گفتگويي با رفقا به استراحت پرداختيم تا روز بعد

پول ایران پول رایج سوریه !

در اين چند روزي که غيبت داشتم سفري يک هفته اي داشتم به سوريه و لبنان که قصد دارم چند پست از وبلاگم را به اين سفر اختصاص دهم و اين هم به عنوان سوغاتي باشد براي خوانندگان وبلاگم .قبل از شروع هم ياد اوري کنم که در حرم حضرت زينب (س ) و حرم حضرت رقيه (س) به ياد همه دوستان مجازي بودم و با اينکه بسياري از انها را فقط از طريق وبلاگشان مي شناسم همگي را به نام خودشان يا وبلاگشان دعا کردم

بعد از دوساعت و بيست دقيقه پرواز حدود ساعت 23:30به وقت تهران به فرودگاه دمشق رسيديم سالن کوچکي با صندليهايي نه چندان مرتب و ديوارهايي که معلوم بود تازه رنگ شده وانهايي هم که رنگ کرده اند حتي به خود زحمت نداده اند شيشه پنجره هايي که رنگي شده را پاک کنند و چند دستشيويي کثيف ونامرتب و دو باجه که دو شرطه (مامور پليس ) نشسته اند تا مشخصات همه افراد وارد شده را به ترتيب وازروي گذرنامه ، يک به يک وارد کامپيوترهاي عهد بوق خودشان کنند اين اولين تصويري بود که از کشور سوريه درذهن ما نقش بست يک ساعت و نيم دراين سالن منتظر شديم تا بالاخره گذرنامه مان مهرورود به سوريه خورد واز گيت گذشتيم و ان طرف منتظر مانديم تا ديگردوستانمان هم بيايند ساعتي که دراين سالن بود حدود ساعت يازده و نيم شب را نشان مي داد درحاليکه ساعت به وقت تهران حدود يک بامداد بود ساعتمان را به وقت دمشق تنظيم کرديم

اين سالن کمي تميزتر بود يک فروشگاه هم داشت يکي از دوستان يک بطري اب معدني خريد به قيمت هزار تومان و همه را که تا ان لحظه تشنه شده بودند سيراب کرد قبلا ازتهران هفت تا سوئيت براي هفت خانواده رزرو کرده بوديم و متصدي هتل هم يک ميني بوس برايمان فرستاده بود تا ما را مستقيم به هتل ببرد دومين تصوير ما ازدمشق ميني بوسي بود که ما را برد ميني بوسي قديمي و زوار در رفته که البته در مقابل ميني بوسهايي که بعدا ديديم خيلي سرپا بود داخل ميني بوس موبايلم رو که در هواپيما خاموش کرده بودم روشن کردم بعد از لحظاتي ديدم سوريا به انگليسي و محلي که در ان در حال حرکت بوديم روي صفحه موبايلم نقش بست سوريه با ايران رومينگ است و مکالمه با موبايلهاي ايران در سوريه امکان پذير بود البته هزينه ها کمي گران بود اگر کسي به ما زنگ مي زد بابت هردقيقه مکالمه حدود دويست تومان براي ما هزينه داشت و اگر ما با کسي تماس داشتيم حدود هزار تومان دقيقه اي براي ما هزينه داشت نکته جالب براي من اين بود که ساعت موبايلم بدون اينکه بنده تنظيم کنم به صورت اتوماتيک به ساعت سوريه تنظيم شد درحاليکه هنگامي که به ايران برگشتيم ساعت موبايلم تازماني که خودم تنظيم نکردم به وقت سوريه باقي مانده بود

حدود ساعت دوازده و نيم به وقت سوريه به محل اسکان رسيديم "طيبه السوئيت للاقامه" اگرچه اسمش هتل اپارتمان بود اما در بين هتلهاي سوريه حتما جزء بهترين هتلها بود ساختماني نوساز و شيک با تمامي امکانات مورد نياز، رو شيشه ي در وروي عکس بشار اسد رئيس جمهور سوريه را زده بودند و روي ديوار هتل هم تابلويي بود که يک طرف ان عکس بشار و طرف ديگر ان عکس سيد حسن نصر اله دبيرکل حزب اله لبنان بود ،در اتاقها ساکن شديم بلافاصله براي هر سوئيت يک گالن بيست ليتري اب اشاميدني اوردند ظاهرا اب لوله کشي انها قابل شرب نيست و در بام و حياط اکثر خانه ها و هتلها منبع هاي بزرگ پلاستيکي قرمز رنگ هست که در ان اب اشاميدني نگهداري مي شود بعد از استقرار اول از همه درتدارک چاي برامديم براي همين به يکي از مغازه هاي اطراف هتل که شبانه روزي بازبود رفتيم تا کمي قند ويک بسته چاي کيسه اي وچند قلم ديگرمواد غذايي بخريم يکي از دوستان که مديريت مجموعه را برعهده داشت قبل از سفر به ما گفته بود اگر پول ايراني خواستيد بياوريد فقط هزاري و دوهزاري بياوريد چون امکان دارد بقيه پولها راقبول نکنند وارد مغازه که شديم اول قند خواستيم که گفت در اينجا قند نيست فقط شکر موجود است (عربها به جاي قند از شکر استفاده مي کنند) خلاصه يک بسته چاي يک کيلو شکر و چندتا اب ميوه و يک بطري اب معدني اولين چيزهايي بود که در دمشق خريديم وقتي حساب کرديم مغازه دار بقيه پول ما را دويست توماني و صد توماني داد که تازه فهميديم همگي اسکناسهاي ايران در انجا قابل قبول است بعدا متوجه شديم که اصلا پول ايران در سوريه مانند پول خودشان ليره رايج است و بدون هيچ مشکلي مي توان پول ايران را در همه فروشگاهها وتاکسيها خرج کرد البته هر ليره سوريه تقريبا معادل بيست تومان ما محاسبه مي شد

هنگامي که به هتل برمي گشتيم دقت بيشتري کردم در اطراف خودم دو موضوع برايم بيشتر جلب توجه کرد عکسهاي سيد حسن نصراله که بعد از عکسهاي بشار اسد بيشترين عکسهاي موجود در سوريه بود البته در مقايسه با عکسهاي بشار بسيار کم بود و دوم کافي نتهايي که در ان خيابان و تقريبا درکنار هر هتل بود و بسياري از جوانان عرب تا ان موقع از شب يعني حدود ساعت يک و نيم بامداد در حال اينترنيت بازي بودند بعد از خوردن چاي نوبت استراحت بود تا روز بعد

ترفند مستند سازي !

چندي پيش دريکي ازسايتهاي خبري گزارشي ديدم از همجنسگرايان ايران . در اين گزارش  که از کانال سي بي سي کانادا پخش شده است خبرنگار ابتدا با يک ايراني مقيم کانادا که فردي همجنس باز است همراه مي شود و با او درخصوص زندگي همجنسگرايان درايران گفتگو مي کند ارشيا از فعاليتهاي خود و دوستانش درفضاي مجازي سخن مي گويد و مدعي مي شود که سازمان انها فعاليت گسترده اي درخارج و داخل ايران دارد در ادامه خبرنگار به تهران مي ايد و باماني که خود را دبير بهداشتي سازمان همجنسگرايان ايران معرفي مي کند گفتگو مي کند گزارشگر با ماني همراه مي شود ودرخيابان ،تاکسي،کافي شاپ وخانه با او ودوستانش گفتگو مي کند وچنين وانمود مي کند که نه تنها همجنسگراها در ايران وجود دارند بلکه تعداد انها بيش ازهزاران نفر مي باشد

اينها را گفتم که به يکي از ترفندهاي رسانه اي که معمولا رسانه هاي غربي در توليد گزارشهاي خود به خوبي از ان بهره مي جويند اشاره اي داشته باشم و ان مستند سازي در گزارش است

در اين ترفند گزارشگر با شخص يا فرد خاصي همراه مي شود و زندگي اورا به تصوير مي کشد و اينگونه وانمود مي کند که اين فرد نمونه کوچکي از اين جامعه است و چه بسيار از همين افرادي که در اين جامعه وجود دارد

گزارشهاي کريستين امانپور نمونه هاي خوبي براي ترفند مستند سازي هستندبه عنوان مثال امانپور در مستند گزارش فقر در ايران و رابطه ان با دولت  با علي، پدر خانواده فقيري در بندرعباس اشنا مي شود که درخيابان داخل ماشين و حتي منزلش مي رود و فقر و بيچارگي او و نارضايتي اش از نظام را به تصوير مي کشد و در نهايت دنبال تعميم اين نمونه به کل جامعه ايران است

                              

                              

                                    عکسهايي از گزارش فقر در ايران و رابطه آن با دولت

در گزارش پايان عصر انقلاب نيز کريستين امانپور با دختري که در پارتي هاي شبانه شرکت مي کند و در پي ازادي بي حد وحصر و در واقع بي بندوباري است همراه مي شود تا نشان دهدکه جامعه ايران پر است از جوانان نسل سومي که ديگر نه تنها ارمانهاي انقلا ب را ندارند بلکه به دنبال ازاديهاي بي قيد و بند هستند و اين يعني پايان عصر انقلاب .

به هرحال ترفندهايي مانند ترفند مستند سازي در گزارشهااست که مخاطبان را مسحور خود مي کند و تاثيري عميق بر افکار عمومي جهانيان مي گذارد

تصوير سازي رسانه ها !!

اگر اهل رسانه و ارتباطات باشيد حتما شما هم اين جملات معروف را شنيده ايد رسانه ها سازنده واقعيت ها هستند يا اينکه چهره اي که رسانه ها از شخصيت افراد مي سازند واقعي تر از چهره واقعي افراد است يعني مردم شخصيتهاي سياسي اقتصادي و اجتماعي را با چهره اي مي شناسند که رسانه ها براي انها ترسيم مي کنند .

راستش را بخواهيد دراين چند روز که از فضاي مجازي به دور بودم و وبلاگم را به روز نکردم مشغول تحقيقي بودم درمورد بازتابهاي رسانه اي استعفاي دکتر لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي که قرار بود در کلاس درس سمينار دکتر سلطاني فر ارائه کنم که با جمع آوري بخش زيادي از اين بازتايها در رسانه هاي امريکايي، اروپايي، عربي، داخلي و فارسي زبانان خارج از ايران به نکات جالبي رسيدم !!

در روزهاي گذشته رسانه ها به ويژه رسانه هاي غربي کوشيدند آقاي لاريجاني را فردي با تجربه ،ميانه رو ،خردمند ،توانمند ،اگاه به اصول ديپلماسي و فن مذاکره سياسي معرفي کنند ودر مقابل سعيد جليلي را که جانشين علي لاريجاني شده فردي جوان، بي تجربه، ناشناخته و تند رو معرفي کنند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ابتدا فقط چند نمونه از صدها نمونه اي را که رسانه ها از علي لاريجاني تعريف و تمجيد کرده اند مي اورم تا ببينيد رسانه ها چگونه يک شبه 180درجه تغيير مي کنند و از فردي که تا ديروز نفي اش مي کردند امروز چهره اي از او مي سازند که گويي فرد ديگري ظهور کرده است

                   

فاکس نيوز شبکه وابسته به نومحافظه کاران حاکم بر کاخ سفيد که ضديتش با ايران بر هيچ بني بشري پوشيده نيست از لاريجاني به عنوان فردي ميانه رو در مذاکرات هسته اي ياد کرد

داينا لوئيس در بيت المقدس درگفتگو با فاکس نيوز تاکيد کرد لاريجاني يک فرد ميانه رو به دنبال يافتن راه حلي سياسي براي مسئله هسته اي ايران بوده است در حالي که احمدي نژاد به خاطر مواضع تندروانه اش در قبال غرب مشهور است.

روزنامه لس انجلس تايمز

لاريجاني که يک سياستمدار نسبتا ميانه رو است در طول فعاليتش بعنوان سرپرست مذاکره کنندگان هسته اي ايران تلاشهاي زيادي درمخالفت با برنامه هاي غير آشتي جويانه احمدي نژاد رئيس جمهور ايران داشت .

 پاتريک کرونين يکي از متخصصان هسته اي از موسسه بين المللي مطالعات استراتژيک در انگليس مي گويد: استعفاي وي ممکن است روند مذاکرات را در مقايسه با چند ماه قبل مشکل سازتر و پر چالش تر سازد .

روزنامه هرالد تريبون چاپ امريکا

رئيس گروه مذاکره کننده هسته اي ايران که از ديدگاه غرب بعنوان يک ميانه روي بانفوذ در تهران محسوب مي شود در استانه مذاکرات مهم اين هفته با اروپا برسر برنامه هسته اي ايران استعفا کرد و اين ترديد را بوجود اورد که مسئولان جمهوري اسلامي قصد داشته باشند باب هر نوع حل بن بست با غرب را از طريق مذاکره ببندند.

خبرگزاري فرانسه

" لاريجاني مردي براي تمام بحران هاي ايران کنار کشيد"

اين خبرگزاري نوشت علي لاريجاني ، فردي محافظه کار است ولي هرگز به عنوان يکي از متحدان محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران مطرح نبوده است.

اين خبرگزاري با اشاره به نقش لاريجاني در پرونده هسته اي ، بحران عراق و بازداشت ملوانان انگليسي در ابهاي خليج فارس نوشت خلاصه اينکه او مردي براي تمام بحران هاي ايران بود.

شبکه تلويزيوني بي بي سي

موضع احمدي نژاد در قبال پرونده هسته اي ايران قاطع تر بوده اما لاريجاني خواستار مذاکره و مصالحه بيشتر است .

روزنامه الشرق الاوسط

روزنامه الشرق الاوسط نوشت استعفاي لاريجاني وجايگزيني جليلي به معناي كناررفتن شخصيت فرهيخته ومنطقي جريان محافظه كار و روي كارامدن فردي نزديك به احمدي نژاد است.لاريجاني با اعتماد به نفس وتبسم خاص خود درچند سال گذشته تيم هاي مذاكره كننده ايران را رهبري مي كرد وگرچه از محافظه كاران محسوب مي شد اما همپيمان ومتحد احمدي نژاد نبود،

الشرق الاوسط نوشت لاريجاني به عنوان فارغ التحصيل رشته فلسفه موضعي منطقي نسبت به مسائل داشت وباتوجه به تجربيات سياسي اش ديپلماتي برجسته وخبره بود درحاليكه اين خبرگي ومهارت دراحمدي نژاد ديده نمي شود

اگرچه ما نيز به باهوش بودن و موفق بودن دکتر لاريجاني در ديپلماسي 26ماهه اش معتقديم اما همين ها که امروز براي تخريب دبير جديد شوراي عالي امنيت ملي او و اختلاف افکني بين رئيس جمهور و لاريجاني انگونه خبرسازي مي کنند هنگامي هم که لاريجاني در 24مردادماه 1384به اين سمت منصوب شد همين جريان سازي را عليه لاريجاني اغاز کرده بودند نمونه هايي از اين جريان سازي در همان موقع

                                       

خبرگزاري رويتر

علي لاريجاني، فرد محافظه كاري كه با آيت الله علي خامنه اي رهبر معظم ايران روابط نزديكي دارد، به طور رسمي به سمت مذاكره كننده ارشد هسته اي اين كشور انتخاب شد.ديپلماتهاي اروپايي درباره جانشين حسن روحاني عملگرا، ابراز نگراني كرده اند.

آسوشيتدپرس

رئيس جمهور جديد ايران يكي از فرماندهان نظامي تندرو پيشين اين كشور را به سمت رياست نهادي منصوب كرد كه بر مذاكرات هسته اي ايران و اتحاديه اروپا نظارت دارد.

به اعتقاد بسياري از ناظران، با توجه به انتقادات گذشته لاريجاني از هيئت مذاكره كننده ايران به علت موافقت با تعليق فعاليتهاي هسته اي او سعي خواهد كرد موضع سخت و محكمتري اتخاذ كند.

راديو بين المللي فرانسه

لاريجاني فردي كه به مدت ده سال رياست راديو و تلويزيون ملي ايران را برعهده داشته است فردي عملگرا و محافظه كار بسيار تندرويي است. و به عنوان يكي از مخالفان جدي اصلاح طلبان شهرت دارد.

لاريجاني لاغر اندام و البته ريشو و از جمله اعضا و مسئولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بوده است.

روزنامه كمرسانت چاپ روسيه

انتخاب علي لاريجاني با سابقه فرماندهي در سپاه پاسداران و داشتن رابطه نزديك با رهبري ايران و از سخت ترين مخالفان مذاكره با اروپا، از جانب احمدي نژاد نشانه برخورد جدي رئيس جمهوري جديد ايران با غرب است.

خبرگزاري فرانسه

محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري ايران علي لاريجاني را كه يك محافظه كار تندرو است به سمت راهبردي دبير شوراي عالي امنيت ملي منصوب كرد. انتصاب لاريجاني چهل و هشت ساله ، بنيادگرايي محافظه كاران را كه ديروز با معرفي كابينه جديد به مجلس اعلام شد تاييد مي كند. اگر مسئوليت پرونده هسته اي ايران به او سپرده شود لحن جمهوري اسلامي در مذاكرات هسته اي محكم تر خواهد شد.

روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن

محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري ايران يكي از تندروها را به عنوان عالي ترين مقام مذاكره كننده درباره پرونده هسته اي ايران منصوب كردتا به اين ترتيب سايه اعمال شده از طريق سياست كشورش بر پرونده هسته اي در اين مرحله حساس گسترده تر شود.

لاريجاني ازجمله چهره هاي محافظه كار درايران است كه با آيت الله علي خامنه اي رهبر معظم ايران روابط مستحكمي دارد.

اروپايي ها از اينكه حسن روحاني عالي ترين مذاكره كننده ايراني تغيير كرد ابراز نگراني كردند زيرا وي مذاكرات را جهت مي بخشيد.

لاريجاني به نوبه خود در قبال برنامه هاي هسته اي ايران موضع تندي در پيش گرفته است.

حال بد نيست به نمونه هايي از رسانه ها نيز اشاره کنيم که امروز سعيد جليلي را به علت رابطه خوبش با رئيس جمهور فردي تندرو معرفي مي کنند و معتقدند که با اين انتصاب پرونده هسته اي ايران با مشکلات پيشتري روبرو خواهد شد همان برخوردي که در هنگام انتصاب علي لاريجاني به اين سمت با او نيز داشتند

                                          

تلويزيون بي بي سي

انتصاب جليلي به عنوان دبير شوراي عالي امنيت ملي گام ديگري در تقويت مواضع تندرو ها در ايران است ومذاکراتي که تاکنون با دشواري هاي فراوان همراه بود در آينده دشوارتر خواهد شد . لذا از نظر اين شبکه کناره گيري لاريجاني خبر نا خوشايندي براي غربي ها است .

تلويزيون فرانسه 24

ازجليلي به عنوان فرد بسيار نزديک به احمدي نژاد اما در عين حال تندرو ياد کرد .

اسوشيتد پرس

بسياري از افراد استعفاي لاريجاني را به منزله دادن اختيار عمل بيشتر به احمدي نژاد براي ديکته کردن ديدگاه هاي خود به جليلي مي دانند که تجربه کمتري دارد.

الجزيره

سعيد جليلي جانشين لاريجاني به احمدي نژاد بسيار نزديک و به تند روي در خصوص بسياري از مسائل معروف است

نزديک بودن نظر احمدي نژاد و جليلي در سفر اخير رئيس جمهور ايران به سازمان ملل متحد اشکار شد که در بيشتر اوقات جليلي در کنار وي بود

العربيه

سعيد جليلي عضو گروه "بازها" (تندروها)در مقابل گروه "عقابها" (ميانه روها)در وزارت خارجه ايران است

 

اين رسانه ها عجب تصوير سازي مي کنند !!