ترفند مستند سازي !
اينها را گفتم که به يکي از ترفندهاي رسانه اي که معمولا رسانه هاي غربي در توليد گزارشهاي خود به خوبي از ان بهره مي جويند اشاره اي داشته باشم و ان مستند سازي در گزارش است
در اين ترفند گزارشگر با شخص يا فرد خاصي همراه مي شود و زندگي اورا به تصوير مي کشد و اينگونه وانمود مي کند که اين فرد نمونه کوچکي از اين جامعه است و چه بسيار از همين افرادي که در اين جامعه وجود دارد
گزارشهاي کريستين امانپور نمونه هاي خوبي براي ترفند مستند سازي هستندبه عنوان مثال امانپور در مستند گزارش فقر در ايران و رابطه ان با دولت با علي، پدر خانواده فقيري در بندرعباس اشنا مي شود که درخيابان داخل ماشين و حتي منزلش مي رود و فقر و بيچارگي او و نارضايتي اش از نظام را به تصوير مي کشد و در نهايت دنبال تعميم اين نمونه به کل جامعه ايران است


عکسهايي از گزارش فقر در ايران و رابطه آن با دولت
در گزارش پايان عصر انقلاب نيز کريستين امانپور با دختري که در پارتي هاي شبانه شرکت مي کند و در پي ازادي بي حد وحصر و در واقع بي بندوباري است همراه مي شود تا نشان دهدکه جامعه ايران پر است از جوانان نسل سومي که ديگر نه تنها ارمانهاي انقلا ب را ندارند بلکه به دنبال ازاديهاي بي قيد و بند هستند و اين يعني پايان عصر انقلاب .
به هرحال ترفندهايي مانند ترفند مستند سازي در گزارشهااست که مخاطبان را مسحور خود مي کند و تاثيري عميق بر افکار عمومي جهانيان مي گذارد
به دنياي خبر که مي رسي توقع داري تو اين وبلاگ پر باشه از خبرهاي جور و واجور ، اگرچه صاحب اين وبلاگ وبلاگش رو با درج انواع خبرها شروع کرد اما از ابتداي سال 86 تصميم گرفت بيشتر مطلب بنويسه تا اينکه خبر درج کنه و مطالبش هم بيشتر درخصوص خبر باشه و ارتباطات.